رفتم دیدم سفت شده مثل برج زهرمار نشسته جلوی من. قهر کرده رفته توو اتاق میگه بعداز ناهار منو ببر خونه بابام با اون میخوام برم دکتر
حالا خودم از اون مریض ترم (سرماخوردگی)
- الان زنگ زده به مامانش میگه سوپ هست خونه؟ ما بعدازظهر میایم. میرم دکتر
مامانش هی میپرسه چی شده. این میگه هیچی.کلا آدم بی آبرو و عوضیه
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر ۱۳۹۶ساعت 11:2  توسط من
برچسب:
نویسنده: بهراد جعفرینژاد